تبلیغات
روزهای بی تکرار - 80
























روزهای بی تکرار

"خداوند جاودانه پناهگاه توست و با بازوان جاودانی خود از تو حمایت می‌کند."

ینی به قول دوست جون مهتاب توروحم هاااااااااا
پستو گذاشتم و پاشدم رفتم تهران بعد اونوقت تو راه هی برام کامنت میومد که رمز بده منم انقد له بودم که حال نفس کشیدن نداشتم ولی خب دیگه خراب رفیقیم دیگه


تا لحظه غروب دودل بودم که برم یا نه اما رفتم.ساعت 1:30 رسیدیم فرودگاه 2:30 پرواز نشست تا بارو تحویل بگیرن شد 3:30 بعدش دیگه یه عالمه روبوسی و اینا
شد4 تا چمدونا رو جابجا کنیم 4:30 از تهران حرکت کردیم بعد اونوقت از دیروزش ساعت 7صبح هم نخوابیده بودیم ینی دیگه داغون بودیمهااااااااا ولی دیگه راه افتادیم به سمت خونه مامان جاری

پسر جون همیشه تو سفرهامون یه صفایی به ماشین میده و حالش دگرگون میشه این بارم به لطف رانندگی رالی وار همسر از این قاعده مستثنی نبود
موقع برگشتم به عشق پسرعموی نو رفت تو ماشین اون یکی عمو بعد ظاهرا انقدر بلبل زبونی کرده بود که وقتی تو مسیر نگه داشتیم هوایی تازه کنیم دیدم جاری با خنده پریده بیرون و میگه از دست پسرت ما دیگه دل درد گرفتیم انقدر خندیدیم چرا انقدر بانمک شده این بچه
خب خداروشکر ماشالله هزارماشالله صدالله اکبر بگردم دور پسرک شیرین زبونم که بسی این چنین مجلس گردانی کرده و حالا موندم چرا زودتر کشفش نکردم
بنده خدا رو انقدر با سیستم آموزشی بزرگسالان پیش بردم استعداداش نهفته مونده بود تو بطنش

ساعت9:45 رسیدیم خونه مامان جاری بعد قرار بود گوسفندشونو پیش بچه ها سر نبرن چون اصلا مخالف صددرصد این حرکت بودن و گیر داده بودن که شاید این بینوا همون شاندوشیپ باشه
10هم بقیه اعضای خونواده اومدن برای زیارت مسافرا بعدش دیگه حسااابی شلوغ شد .بعد اونوقت پسرعموی نو یه کوچولو تپلی شده پسرجون رابرا لپشو میکشید و میگفت من این تپلی رو دوست دارم.اومده بود میگفت مامان میشه با زن عمو صحبت کنی یه مدتی منم همراهشون برم به کشور خودشون
ساعت 1:30 هم رفع زحمت کردیم و حرکت کردیم به سمت منزل دقیقا شد 30 ساعت زمان بیداریمون .مستقیم پریدیم تو رختخواب و دیگه چیزی نفهمیدیم .
3:45 همسر جان عازم محل کار شد منم دیگه بیدار شدم اومدم رمزو به دوستا دادم و الان دیگه حدودا 77دقیقه مونده تا 24 ساعت تموم بشه و خب من به موقع رمزو رسوندمااا




اوه یه نکته مههههههههههم آهنگ جدید وبلاگمه که بد عاشقش شدم همچین رگ یاشاسین آذربایجان لاریم هم گل کرده خفن




نوشته شده در 18 اسفند 92 ساعت 17:11 توسط ال هام نظرات |


Design By : Pichak